پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۵۶

بوالهوس از خط نظر پوشید زان روی چو ماه

خط به چشم بی سوادان می کند عالم سیاه

گفتم از خط خارخار عشق من کمتر شود

شد خطش دام تماشای دگر بهر نگاه

از غبار خط یکی صد گشت پیچ و تاب زلف

شد علم انگشت زنهاری ز گرد این سپاه

وصف کردم تا به ماه آن چهره را از سادگی

از زمین تا آسمان ممنون من گردید ماه!

بر گواهان لباسی گرچه نبود اعتماد

ماه کنعان را بود بس چاک پیراهن گواه

تن به امداد خسیسان درمده چون ماه مصر

کافکنند از قیمت نازل ترا دیگر به چاه

بر سبکروحان گرانی می کند اندک غمی

لنگر پرواز گردد دیده ها را برگ کاه

هر که بر حرفم نهد انگشت، ریزد خون خویش

کشته گردد مار کجرو چون گذارد پا به راه

دست بی ریزش فقیران را وبال گردن است

ابر بی باران کند دلهای روشن را سیاه

در بلا بودن بود صائب به از بیم بلا

از هوا گیرد خموشی را چراغ صبحگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۵۸می کند دل را سیه چندان که خواب صبحگاه
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۵۹حسن را از چشم بد شرم و حیا دارد نگاه
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۶۰چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاه
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۶۱از مزار اهل حق جز دولت عقبی مخواه
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۶۲از سر عشاق در زیر فلک سامان مخواه
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۶۳تا ز خط پشت لب جان بخش جانان شد سیاه
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶۴تا مه روی تو پرتو بر جهان انداخته
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۶۵لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.