پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۶۲

از سر عشاق در زیر فلک سامان مخواه

اختیار از گوی عاجز در خم چوگان مخواه

از جهان بی وفا با تلخرویی صلح کن

نقش یوسف بر درو دیوار این زندان مخواه

صددرستی شیشه گر را در شکست شیشه هست

گر دلت را عشق برهم بشکند تاوان مخواه

مرگ بی منت گواراتر ز آب زندگی است

زینهار از آب حیوان عمر جاویدان مخواه

خانه آباد پیش پای سیل افتاده است

خاطر معمور جز در خانه ویران مخواه

جز جواب خشک، موجی نیست در بحر سراب

مد احسان زینهار از دفتر دوران مخواه

نیست بحر نعمت بی خواهش حق را کنار

چون صدف گر لب گشایی هیچ جز دندان مخواه

شرم دار از حق، مبر صائب نیاز خود به خلق

بر سر خوان سلیمان دانه از موران مخواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۶۴تا مه روی تو پرتو بر جهان انداخته
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۶۵لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۶۶یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۶۷صبح شد برخیز مطرب گوشمال ساز ده
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۶۸این چه خورشیدست یارب از افق تابان شده؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۶۹نوبهارست این به احیای گلستان آمده؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۷۰عمر خود صرف نصیحت ساختم بی فایده
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۷۱در گلستان برگ عیش اندوختم بی فایده
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.