پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۵۵

خامش گویا بود چشم سخنگوی تو

نقطه بسم الله است خال بر ابروی تو

خال سیه فام تو مرکز وحدت بود

دایره کثرت است سلسله موی تو

نعل در آتش نهد بر ورق برگ گل

شبنم آسوده را شوق گل روی تو

پنجه مرجان کند شانه شمشاد را

از دل خون گشتگان سلسله موی تو

عطسه پریشان کند مغز غزالان چین

گر به ختا بگذرد نکهت گیسوی تو

پرده گوش مرا چون ورق لاله کرد

از سخن آتشین لعل سخنگوی تو

گر نبرد شمع پیش پرتو رخساره ات

شانه کند راه گم در خم گیسوی تو

پرده بیگانگی چند بود در میان؟

سوختم، از جیب گل چند کشم بوی تو؟

تا اثر از ماه نو بر ورق چرخ هست

قبله صائب بود گوشه ابروی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۵۷نفس ظلمانی نمی دارد محابا از گناه
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۵۸می کند دل را سیه چندان که خواب صبحگاه
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۵۹حسن را از چشم بد شرم و حیا دارد نگاه
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۶۰چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاه
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۶۱از مزار اهل حق جز دولت عقبی مخواه
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۶۲از سر عشاق در زیر فلک سامان مخواه
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶۳تا ز خط پشت لب جان بخش جانان شد سیاه
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۶۴تا مه روی تو پرتو بر جهان انداخته
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.