پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۶۰

چون به یاد شرم می افتم در اثنای نگاه

می زند غیرت ز مژگان تیشه بر پای نگاه

تخته مشق خط شبرنگ یارب چون شود

صفحه رویی که می ماند بر او جای نگاه

حسرت جاوید را حیرت تلافی می کند

برنمی آید به یک دیدن تمنای نگاه

همچو آن سرچشمه کز کاوش فزونتر می شود

بیش شد سامان حسن او ز یغمای نگاه

اشک شبنم بوی گل را مانع پرواز نیست

گریه نتواند نهادن بند بر پای نگاه

این چه حسن عالم آشوب است کز نظاره اش

می کنند از شوق سبقت بر هم اجزای گناه

گرچه چشمش را ز بیماری دماغ ناز نیست

بر سر کارست دایم کارفرمای نگاه

از نگاه ما که در باغ تجلی محرم است

رومگردان ای بهشت عالم آرای نگاه

داغش از چشم غزالان می شود ناسورتر

سر به صحرا داد هر کس را که سودای نگاه

تا به گرد گلشن رخسار او گردیده است

سر چو مژگان می نهم هر لحظه بر پای نگاه

شرم در بیرون در چون حلقه می پیچد به خود

در حریم حسن او صائب ز غوغای نگاه

این جواب آن غزل صائب که می گوید رهی

چون پری از دیده غایب شد در اثنای نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۶۲از سر عشاق در زیر فلک سامان مخواه
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۶۳تا ز خط پشت لب جان بخش جانان شد سیاه
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۶۴تا مه روی تو پرتو بر جهان انداخته
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۶۵لعل او را بین به دلها بی حجاب آویخته
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۶۶یارب از عرفان مرا پیمانه ای سرشار ده
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۶۷صبح شد برخیز مطرب گوشمال ساز ده
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۶۸این چه خورشیدست یارب از افق تابان شده؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۶۹نوبهارست این به احیای گلستان آمده؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.