پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۱۱

مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن

که بس باشد قصاص این گناه سهل، لرزیدن

مرا زان قد موزون نیست جز خمیازه خشکی

خنک آبی که بتواند به پای سرو غلطیدن

بهار خنده را در آستین چون غنچه پنهان کن

که می شوید رخ گل را به خون بی پرده خندیدن

ز شبنم چهره پوشیدن رویان رنگ می بازد

به هر تردامنی چون گل مناسب نیست جوشیدن

به از گرد یتیمی دایه گوهر را نمی باشد

خط نورسته را ظلم است ازان عارض تراشیدن

ندارم محرمی چون کوهکن تا در دل گویم

ز سنگ خاره می باید مرا آدم تراشیدن

ز غفلت در گذر تا دامن منزل به دست آری

که گردد ره دو چندان از میان راه خوابیدن

گران کردن مروت نیست بار ناتوانان را

نمی باید ز بیمار گران احوال پرسیدن

ز غفلت پیرو طول امل را نیست دلگیری

ره خوابیده را سیری نمی باشد ز خوابیدن

مپیچ ای بی جگر زنهار از تیغ شهادت سر

نفس در زیر آب زندگی ظلم است دزدیدن

نگردد خارخار حرص کم از جمع سیم و زر

تهی چشم فزاید دام را از دانه پاشیدن

به دل خوردن درین بستانسرا صائب قناعت کن

که روی مرغ را بر خاک مالد دانه برچیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۱۳به دامن برگ عیش از داغ پنهان می توان چیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۱۴مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۱۵چه عاجز مانده ای، دامان همت بر کمر می زن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۱۶زهی از شبنم رخساره ات چشم حیا روشن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۱۷ز روی آتشین شمع اگر شد انجمن روشن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱۸دلا چون ذره زین وحشت سرا آهنگ بالا کن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱۹شب عیدست ساقی باده روشن مهیا کن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲۰قدم بر چشم من نه قلزم خون را تماشا کن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.