پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰۳

به روی سخت نتوان گفتگو را دلنشین کردن

به همواری تلاش نام باید چون نگین کردن

نگردد صاحب شان هر که چون زنبور نتواند

به تلخی زیستن صد خانه را پر انگبین کردن

چو طوطی سبز شد بال و پرم از زهر ناکامی

به اندک تلخیی نتوان سخن را شکرین کردن

دم مرگ است رویش را به کام دل تماشا کن

ندارد در عقب خجلت نگاه واپسین کردن

عیار وحشت او را نمی دانم، همین دانم

که ایام حیات من سرآمد در کمین کردن

اگر افتاده ای را همچو مور از خاک برداری

به کیش من به است از طاعت روی زمین کردن

سزاوار ستایش نیستند این ناقص احسانان

برای نان جو نتوان زبان را گندمین کردن

فریب خضر خوردم شد شکار خار دامانم

درین وادی عنان چون برق بایست آتشین کردن

ندارد استخوان پهلوی من چون صدف چربی

نه آسان است صائب قطره را در سمین کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۰۵فقیران را به چوب منع از درگاه خود راندن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰۶جدا شو از دو عالم تا توانی با خدا بودن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۰۷میسر نیست با هوش وخرد بی دردسر بودن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۰۸میسر نیست بی ابر تنک خورشید را دیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۰۹به زیر تیغ جانان از بصیرت نیست لرزیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱۰ندارد حاصلی چون زاهدان خشک لرزیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱۱مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۱۲مروت نیست گل از بوستان پیش از سحر چیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.