پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰۶

جدا شو از دو عالم تا توانی با خدا بودن

که دارد دردسر بسیار، با خلق آشنا بودن

بکش در زندگی مردانه جام نیستی بر سر

که باشد در بلا بودن، به از بیم بلا بودن

دم تیغ قضا از چین ابرو برنمی گردد

ندارد حاصلی دلگیر از حکم قضا بودن

ثمرهای گرامی در بهشت جاودان دارد

درین بستانسرا یک چند بی برگ و نوا بودن

به سیم قلب باشد ماه کنعان را خریداری

به امید غنای جاودان چندی گدا بودن

ز طوفان حوادث لنگر تمکین مده از کف

که دریا می کند دل را به تلخی ها رضا بودن

میاور رو به مردم تا نگردانند رو از تو

که باشد بر خلایق پشت کردن مقتدا بودن

چو پل از بردباری بگذران تقصیر خلق از خود

نباید تند چون سیلاب با قد دو تا بودن

تمنا را ز دل، چون سگ ز مسجد، دور می سازی

اگر دانی چه مطلب هاست در بی مدعا بودن

سواد فقر می بخشد حیات جاودان صائب

درین ظلمت نباید غافل از آب بقا بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۰۸میسر نیست بی ابر تنک خورشید را دیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰۹به زیر تیغ جانان از بصیرت نیست لرزیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۱۰ندارد حاصلی چون زاهدان خشک لرزیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۱۱مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۱۲مروت نیست گل از بوستان پیش از سحر چیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱۳به دامن برگ عیش از داغ پنهان می توان چیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱۴مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۱۵چه عاجز مانده ای، دامان همت بر کمر می زن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.