پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰۷

میسر نیست با هوش وخرد بی دردسر بودن

گوارا می کند وضع جهان را بی خبر بودن

نباشد بر دلم چون سرو از بی حاصلی باری

که دارد حاصلی چون تازه رویی بی ثمر بودن

قناعت با در دل کن ازین درهای بی حاصل

که باشد زرد روی آفتاب از در به در بودن

ز فیض جام در دورست ذکر خیر جم دایم

نباید در جهان آفرینش بی اثر بودن

شد از تسلیم بر من تنگنای چرخ گلزاری

که گردد بیضه مهد راحت از بی بال و پر بودن

به جامی دستگیری کن من افتاده را ساقی

که دستم چون سبو گردید خشک از زیر سر بودن

ز سنگ کودکان بر دل غباری نیست مجنون را

که خندان است کبک مست از کوه و کمر بودن

بر آتش می زنم چون شمع بهر چشم تر خود را

که در دل می خلد چون خار بی مژگان تر بودن

به مقدار گرانی غوطه در گل می زند لنگر

که گردد قطره دور از قرب دریا از گهر بودن

جگردارانه سر کن راه صحرای طلب صائب

که کام شیر گردد نقش پا از بی جگر بودن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۰۹به زیر تیغ جانان از بصیرت نیست لرزیدن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۱۰ندارد حاصلی چون زاهدان خشک لرزیدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۱۱مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۱۲مروت نیست گل از بوستان پیش از سحر چیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۱۳به دامن برگ عیش از داغ پنهان می توان چیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱۴مروت نیست می در پرده، ای رعنا رسانیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱۵چه عاجز مانده ای، دامان همت بر کمر می زن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۱۶زهی از شبنم رخساره ات چشم حیا روشن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.