پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰۴

شراب لعل از لبهای دلبر می‌توان خوردن

می بی دردسر زین جام و ساغر می‌توان خوردن

به حرف تلخ ازان لبهای میگون برنمی‌گردم

که می هر چند باشد تلخ بهتر می‌توان خوردن

به غیر از بوسه کز تکرار رغبت را کند افزون

کدامین قند را دیگر مکرر می‌توان خوردن؟

اگر روی عرقناک تو در مد نظر باشد

چو آب زندگی گرمای محشر می‌توان خوردن

اگر چه تلخ گفتارست آن شیرین دهن صائب

فریب وعده او را چو شکر می‌توان خوردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۰۶جدا شو از دو عالم تا توانی با خدا بودن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰۷میسر نیست با هوش وخرد بی دردسر بودن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۰۸میسر نیست بی ابر تنک خورشید را دیدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۰۹به زیر تیغ جانان از بصیرت نیست لرزیدن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۱۰ندارد حاصلی چون زاهدان خشک لرزیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۱۱مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱۲مروت نیست گل از بوستان پیش از سحر چیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۱۳به دامن برگ عیش از داغ پنهان می توان چیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.