پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰۲

ز درد و داغ دل را نیک محضر می توان کردن

به چاکی ینه را صحرای محشر می توان کردن

ز غفلت روی دست فربهی خوردم، ندانستم

که حصن عافیت پهلوی لاغر می توان کردن

صنوبروار اگر از میوه شیرین تهیدستی

به روی تازه دلها را مسخر می توان کردن

نداری رنگ و بویی گر درین گلشن ز بی برگی

به خلق خوش جهانی را معطر می توان کردن

به این گرمی که من در جستجوی او کمر بستم

چراغ کشته ام از نقش پا بر می توان کردن

ترا اندیشه فردا رسد امروز در خاطر

اگر امروز را فردای محشر می توان کردن

به افسون در دل سخت توره کردن بود مشکل

وگرنه رخنه در سد سکندر می توان کردن

سخن کش مهر لب گشته است صائب حرف را، ورنه

سخن کش گر به دست افتد سخن سر می توان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۰۴شراب لعل از لبهای دلبر می‌توان خوردن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰۵فقیران را به چوب منع از درگاه خود راندن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۰۶جدا شو از دو عالم تا توانی با خدا بودن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۰۷میسر نیست با هوش وخرد بی دردسر بودن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۰۸میسر نیست بی ابر تنک خورشید را دیدن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۰۹به زیر تیغ جانان از بصیرت نیست لرزیدن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱۰ندارد حاصلی چون زاهدان خشک لرزیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۱۱مروت نیست جرم بوسه دزدان را نبخشیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.