پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۰۰

ز دل مجموعه ای هر روز املا می توان کردن

ازین یک قطره خون صد نامه انشا می توان کردن

اگر روی دلی از کارفرما در میان باشد

به ناخن سنگ را آیینه سیما می توان کردن

نگردد لنگر تمکین حریف ناله عاشق

به هویی بیستون را دشت پیما می توان کردن

گریزد لشکر خواب گران از قطره آبی

به یک پیمانه از سر عقل را وا می توان کردن

نگیری گر به مرهم رخنه غمخانه دل را

ازین روزن دو عالم را تماشا می توان کردن

اگر دریوزه همت کنی از شوق بی پروا

سفر در آب و آتش بی محابا می توان کردن

خط پاکی ز سیلاب فنا دارد وجود ما

چه از ما می توان بردن، چه با ما می توان کردن؟

اگر بر دل گذاری همچو کشتی بار مردم را

به آسانی سفر بر روی دریا می توان کردن

اگر چه مزد کار خود نمی دانم دو عالم را

به انصافی مرا از خود تسلی می توان کردن

در آن وادی که من طرح شکار افکنده ام صائب

به دام عنکبوتان صید عنقا می توان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۰۲ز درد و داغ دل را نیک محضر می توان کردن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۰۳به روی سخت نتوان گفتگو را دلنشین کردن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۰۴شراب لعل از لبهای دلبر می‌توان خوردن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۰۵فقیران را به چوب منع از درگاه خود راندن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۰۶جدا شو از دو عالم تا توانی با خدا بودن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۰۷میسر نیست با هوش وخرد بی دردسر بودن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۰۸میسر نیست بی ابر تنک خورشید را دیدن
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۰۹به زیر تیغ جانان از بصیرت نیست لرزیدن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.