پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۳

به اعتبار جهان هیچ کار نیست مرا

دماغ دشمنی روزگار نیست مرا

چو تخم سوخته خاکسترست حاصل من

امید تربیت از نوبهار نیست مرا

به بر و بحر چو گوهر یکی است نسبت من

گشایشی ز میان و کنار نیست مرا

اگر به خاک برابر کند مرا گردون

به دل غباری ازین رهگذار نیست مرا

به پاسبانی اوقات خویش مشغولم

به هیچ کار جهان، هیچ کار نیست مرا

یکی است مطلب من چون موحدان جهان

دو چشم در ره مطلب چهار نیست مرا

ز فکر نعمت الوان به خون نمی غلطم

به سینه داغی ازین لاله زار نیست مرا

ز خارخار تمنا بریده ام پیوند

دل از تردد خاطر فگار نیست مرا

به دست و دوش نسیم است رهنوردی من

وگرنه برگ سفر چون غبار نیست مرا

چو آب آینه ام برقرار خود دایم

ز موج حادثه دل بی قرار نیست مرا

یکی است در نظر من بلند و پست جهان

ز هیچ مرتبه ای فخر و عار نیست مرا

در امید برآورده ام به گل صائب

دو چشم در گرو انتظار نیست مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۵همان کسی که به دستِ کَرَم سرشت مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۶چو برگ بر سر حاصل نمی توان لرزید
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر چه عشق به ظاهر خراب کرد مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۸زبان هر هرزه درایی به جان رساند مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۹ز درد و داغ محبت سرشته اند مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۰ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۱شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲ز خود برآمده ام، با سفر چه کار مرا؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.