پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۲

ز عشق، سینه پر داغ گلشنی است مرا

به باغ خلد ز هر داغ روزنی است مرا

چرا به عقل ز دیوانگی پناه برم؟

که از جنون، دهن شیر مأمنی است مرا

چو شمع، مد حیاتم بود ز رشته اشک

به دیده هر مژه بی اشک سوزنی است مرا

همان ز بخت سیه پیش پا نمی بینم

اگر چه هر سر مو شمع روشنی است مرا

خجالت گنه از تیغ جانگدازترست

گذشتن از سر تقصیر، کشتنی است مرا

کنم چگونه ادا شکر دست و تیغ ترا؟

که هر شکاف ز دل صبح روشنی است مرا

نمی پرد به پر کاه دیگران چشمم

ز سیر چشمی، هر دانه خرمنی است مرا

مگر به بال و پر بیخودی رسم جایی

وگرنه نقش قدم چاه بیژنی است مرا

ز بار دل چو صنوبر درین شکفته چمن

نهفته در ته هر برگ شیونی است مرا

ز حرف سرد ملامتگران چرا لرزم؟

به آتش جگر گرم، دامنی است مرا

به گرد کعبه مقصود چون رسم صائب؟

ز عزم سست به هر گام رهزنی است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۴اگر چه حوصله وصل یار نیست مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۵همان کسی که به دستِ کَرَم سرشت مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۶چو برگ بر سر حاصل نمی توان لرزید
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر چه عشق به ظاهر خراب کرد مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۸زبان هر هرزه درایی به جان رساند مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۹ز درد و داغ محبت سرشته اند مرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۰ارگ چه سیل فنا برد هر چه بود مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۱شد از رکاب تو پیدا هلال عید مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.