پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۷

گداخت دیدن آن روی بی نقاب مرا

چو نخل موم، نمی سازد آفتاب مرا

جنون به بادیه پرورده چون سراب مرا

سواد شهر بود آیه عذاب مرا

چو ماه نو به تواضع ز خاک می گذرم

اگر سپهر دهد بوسه بر رکاب مرا

ز پنبه سر مینا به حلقم آب چکان

نمی رود به گلو آب، بی شراب مرا

ز سینه ام دل پرداغ را برون آرید

که سیر کرد ز جان دود این کباب مرا

کسی به موی نیاویخته است خرمن گل

غم میان تو دارد به پیچ و تاب مرا

به یک دو قطره که خواهد گهر شدن روزی

رهین منت خود گو مکن سحاب مرا

عبث چه عمر به افسانه می کنی ضایع؟

چو چشم رخنه دیوار نیست خواب مرا

فغان که با همه کاوش که کرد ناخن سعی

نشد گشادی ازان غنچه نقاب مرا

چه ذره ام که به خورشید همعنان گردم؟

بس است گوشه چشمی ازان رکاب مرا

درین بهار که گل کرد رازها صائب

نشد گشادی ازان غنچه نقاب مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۹چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۰ز خاک کوی تو پرواز مشکل است مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۱گرفتگی دل از چشمِ روشن است مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۲ز عشق، سینه پر داغ گلشنی است مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۳به اعتبار جهان هیچ کار نیست مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۴اگر چه حوصله وصل یار نیست مرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۵همان کسی که به دستِ کَرَم سرشت مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۶چو برگ بر سر حاصل نمی توان لرزید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.