پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۹

چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا

به حیرتم که چرا این قدر گداخت مرا

اگر چه سوز محبت ز من اثر نگذاشت

به بوی سوختگی می توان شناخت مرا

چرا به آتش هجران حواله باید کرد؟

چو می توان به نگاهی کباب ساخت مرا

اگر چه نقش حریفان شش و ز من یک بود

رهین طالع خویشم که کم نباخت مرا

کباب داغ جنونم، که این ستاره شوخ

ز آفتاب قیامت خجل نساخت مرا

درین ستمکده آن شمع تیره روزم من

که انتظار نسیم سحر گداخت مرا

شکست هر که مرا، در شکست خود کوشید

ز خویش گرد برآورد هر که تاخت مرا

چو ماه مصر عزیز جهان نمی گشتم

اگر تپانچه اخوان نمی نواخت مرا

کنم چگونه ادا شکر بی وجودی را؟

که از شکنجه هستی خلاص ساخت مرا

مرا چو رشته به مکتوب می توان پیچید

ز بس که دوری آن سنگدل گداخت مرا

نه یار و دوست شناسم نه خویش را صائب

که آشنایی او کرد ناشناخت مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱۱گرفتگی دل از چشمِ روشن است مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۱۲ز عشق، سینه پر داغ گلشنی است مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۱۳به اعتبار جهان هیچ کار نیست مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۴اگر چه حوصله وصل یار نیست مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۵همان کسی که به دستِ کَرَم سرشت مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۶چو برگ بر سر حاصل نمی توان لرزید
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۷اگر چه عشق به ظاهر خراب کرد مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۸زبان هر هرزه درایی به جان رساند مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.