پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵

گذاشتیم به اغیار زلف پر خم را

به دست دیو سپردیم خاتم جم را

حریم سینه عاشق عجب شبستانی است

که یک هواست در او شمع سور و ماتم را

مکن به عشق سخن نقل ای خرد برخیز

که به ز نقل مکان نیست نقل، ملزم را

اگر تپیدن دل ترجمان نمی گردید

که می شناخت درین تیره خاکدان غم را؟

زمانه ای است که با صد گره گشا خورشید

گره ز دل نتواند گشود شبنم را

چه حاجت است مسیحا به گفتگو آید؟

حجاب، شاهد عصمت بس است مریم را

به روی زنده دلی آفتاب خنده زند

که همچو صبح تواند شمرده زد دم را

محرران سخن، شاه بیت ابرویند

ز روی نسخه تشریح، روی عالم را

نماند فیض درین خشک طینتان صائب

مگر به آب رسانیم خاک حاتم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۷گداخت دیدن آن روی بی نقاب مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۸به خنده ای بنواز این دل خراب مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۹چو تار چنگ، فلک چون نمی نواخت مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۱۰ز خاک کوی تو پرواز مشکل است مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۱۱گرفتگی دل از چشمِ روشن است مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۱۲ز عشق، سینه پر داغ گلشنی است مرا
  7. غزل شمارهٔ ۶۱۳به اعتبار جهان هیچ کار نیست مرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۱۴اگر چه حوصله وصل یار نیست مرا
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.