پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۲۶

قطره بی سرو پایم دل دریا دارم

ذره خاکم و پیشانی صحرا دارم

نیست از سیل گرانسنگ حوادث خطرم

خانه در کوچه گمنامی عنقا دارم

همچو شبنم چه به مجموعه گل دل بندم؟

من که در دیده خورشید فلک جا دارم

جگر سنگ به نومیدی من می سوزد

شیشه آبله ام، راه به خارا دارم

من تنک حوصله و دختر رزشیشه دل است

چه عجب گر هوس توبه ز صهبا دارم؟

به یک آغوش چه گل چینم از آن نخل امید؟

همچو گل یک بغل آغوش تمنا دارم

موم از چرب زبانی نکند صید مرا

شعله ام شعله، سرعالم بالا دارم

گریه تاب نشست از رخ من گرد خمار

چشم بر خوشه انگور ثریا دارم

نقش امید محال است که صورت بندد

چند آیینه بر صورت عنقا دارم؟

روزگاری است ز چشم گهرافشان صائب

همچو گرداب وطن در دل دریا دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۲۸چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۲۹از دل سوخته اخگر به گریبان دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۳۰جگری سوخته چون لاله ایمن دارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۳۱از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۳۲کرده ام نذر که از دست سبو نگذارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳۳چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۳۴چند خود را زخیال تو به خواب اندازم ؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۳۵تا به کی افتم و تا چند بپا برخیزم؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.