پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۲۴

شفق آلود شراب است مگر دستارم؟

که فتاده است به پا همچو سحر دستارم

هیچ وقت از گرو باده نیامد بیرون

از سر پنبه میناست مگر دستارم؟

چه کنی سرزنش من، که قضا می بندد

هر گل صبح به عنوان دگر دستارم

با دستان سر و دستار ز هم نشناسند

ریشه چون صبح ندارد به جگر دستارم

هیچ کس را گنهی نیست در آشفتن من

خودبخود گشت پریشان چو سحر دستارم

عشق از آن جوش که در مغز من انداخت، هنوز

مضطرب چون کف دریافت به سر دستارم

سر برون نازده از چاک گریبان وجود

رفت بر باد فنا همچو شور دستارم

من و از کوی مغان پای کشیدن صائب؟

گرو باده نگیرند مگر دستارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۲۶قطره بی سرو پایم دل دریا دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۲۷جگری تشنه تر از وادی محشر دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۲۸چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۲۹از دل سوخته اخگر به گریبان دارم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۳۰جگری سوخته چون لاله ایمن دارم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳۱از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۳۲کرده ام نذر که از دست سبو نگذارم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۳۳چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.