پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰۴

تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام

از خزف گوهر و از بید ثمر یافته ام

برو ای کعبه رو از دامن دست بدار

که من از رخنه دل راه دگر یافته ام

آب گشته است درین باغ دلم چون شبنم

تا ز خورشید جهانتاب نظر یافته ام

پینه بسته است زخم چون صدف از سیلی موج

تا درین قلزم خونخوار گهر یافته ام

برسانید به من قافله کنعان را

که از آن یوسف گم گشته خبر یافته ام

چتر گل باد به مرغان چمن ارزانی

کآنچه من می طلبم در ته پر یافته ام

مشکلی نیست که همت نکند آسانش

بارها در دل شب فیض سحر یافته ام

به که در جستن تنگ شکر صرف کنم

پر و بالی که از آن تنگ شکر یافته ام

چون کشم پای به دامان اقامت صائب؟

من که سود دو جهان را ز سفر یافته ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۰۶غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۰۷دست در دامن آن زلف معنبر زده ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۰۸گرچه از مشق جنون خواب پریشان شده ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۰۹گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۱۰رفت آن روز که دامان بهار از دستم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۱۱به فلک از تن خاکی چو مسیحا رفتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۱۲سوختم بس که به دنبال تمنا رفتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۱۳عالم بیخبری بود بهشت آبادم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.