پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۸۶

تمتع با کمال قرب از آن رعنا نمی‌بینم

که زیر پا نبیند یار و من بالا نمی‌بینم

مگر از دور گرد محمل لیلی نمایان شد؟

که از مجنون اثر در دامن صحرا نمی‌بینم

کمینگاه نگاه حسرت آلودی است هر مویم

اگر در چهره محجوب او رسوا نمی‌بینم

فرامش وعده من گر نه مکری در نظر دارد

چرا امروز ذوق از وعده فردا نمی‌بینم؟

به راهم خار ریزد خصم کوته‌بین، نمی‌داند

که من چون شعله بی‌باک پیش پا نمی‌بینم

چه حاصل زین که چون پرگار پای آهنین دارم؟

چو من راه نجات از گردنش بی‌جا نمی‌بینم

به درد و داغ غربت زان نهادم دل که چون گوهر

گشاد این گره از ناخن دریا نمی‌بینم

من و دامان شب، کامروز در آفاق دامانی

که داد من دهد، جز دامن شب‌ها نمی‌بینم

نگاه عجز تیغ بد گهر را تیزتر سازد

فلک گر تیغ بارد بر سرم بالا نمی‌بینم

ربوده است آنچنان فکر و خیال او مرا صائب

که پیش پا به چندین دیده بینا نمی‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۸۸ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۸۹نه رنگ و بو درین گلشن، نه برگ و بار می خواهم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۹۰دل پرخون از آن زلف شکارانداز می‌خواهم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۹۱نوای عندلیبان را زهم نگسسته می خواهم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۹۲رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۹۳زمین کان نمک گردیده است از شور سودایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۹۴ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۹۵نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.