پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۹۵

نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم

سفیدی می کند راه فنا از هر سر مویم

از آن بیماری من می شود هر روز سنگین تر

که گیرد گوش خود با هر که درد خویش می گویم

بود در دیده حق بین من دیر و حرم یکسان

ندارد سنگ کم در پله بینش ترازویم

از آن ساغر که در آغازِ عشق ، از دستِ او خوردم

همان بیخود شوم هر گاه دست خویش می بویم

کلید از خانه دارد قفل وسواس و من از حیرت

گشادِ عقدهء دل را ، ز هر بیدرد می جویم

می گلگون چه سازد با دل پر خون من صائب؟

که من از ساده لوحی خون به خون پیوسته می شویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۹۷به اشک از اطلس افلاک داغ شام می شویم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۹۸اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۹۹در بهاران دل دیوانه نگیرد آرام
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۰۰از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۰۱من که از وسعت مشرب به فلک ساخته‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۰۲به نظربازی از آن تنگ شکر ساخته‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۰۳تا نظر از گل رخسار تو برداشته ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۰۴تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.