پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰۱

من که از وسعت مشرب به فلک ساخته‌ام

پیش خوی تو مکرر سپر انداخته‌ام

روی بر تافتن از من ز مسلمانی نیست

مه که ابروی ترا قبله خود ساخته‌ام

برگ سبزی به من از سرو تو هرگز نرسید

گرچه سرحلقه عشاق تو چون فاخته‌ام

نفس گرم ازین بیش چه تاثیر کند؟

جامه سرو ترا فاخته‌ای ساخته‌ام

تکمه چاک گریبان خجالت مپسند

این سری را که به امید تو افراخته‌ام

حسن را هیچ مبصر نشناسد چون من

که چو یعقوب درین کار نظر باخته‌ام

گرگ در پیرهنم جلوه یوسف دارد

تا ز زنگار خودی آینه پرداخته‌ام

فارغ از خلدم و آسوده از دوزخ صائب

من که با سوختن از هر دو جهان ساخته‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۰۳تا نظر از گل رخسار تو برداشته ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۰۴تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۰۵دست بر زلف پریشان سخن یافته ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۰۶غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده‌ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۰۷دست در دامن آن زلف معنبر زده ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۰۸گرچه از مشق جنون خواب پریشان شده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۰۹گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۱۰رفت آن روز که دامان بهار از دستم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.