پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۰۰

از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام

آهوان چشم به راهند به صحرا بخرام

ای که از گوهر مقصود نشان می طلبی

بر بساط گهر آبله پا بخرام

ای صبا آتش غیرت به زبان آمده است

به ادب در خم آن زلف چلیپا بخرام

کوهکن سخت به سرپنجه خود می نازد

ناخنی تیز کن ای آه و به خارا بخرام

قیمتی گوهر ساحل صدف دست تهی است

گر گهر می طلبی در دل دریا بخرام

چند صائب ز پی درد به هر جا بدوی؟

قدمی چند به دنبال مداوا بخرام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۰۲به نظربازی از آن تنگ شکر ساخته‌ام
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۰۳تا نظر از گل رخسار تو برداشته ام
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۰۴تا ز بی حاصلی خویش خبر یافته ام
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۰۵دست بر زلف پریشان سخن یافته ام
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۰۶غوطه در بحر گهر ز آبله پا زده‌ام
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۰۷دست در دامن آن زلف معنبر زده ام
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۰۸گرچه از مشق جنون خواب پریشان شده ام
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۰۹گر شوی با خبر از سوز دل بیتابم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.