پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۹۰

دل پرخون از آن زلف شکارانداز می‌خواهم

چه گستاخم که خون کبک از شهباز می‌خواهم

چو شبنم شسته‌ام دست امید از دامن گلشن

ز خورشید بلنداختر پَرِ پرواز می‌خواهم

ز گردون بداختر کام جویم، ساده‌لوحی بین

که من خط نجات از سینهٔ شهباز می‌خواهم

دماغی از چراغ تنگدستان تیره‌تر دارم

میی خونگرم‌تر از شعلهٔ آواز می‌خواهم

چو زلف چنگ چون در دامن مطرب نیاویزم؟

کمند عشرت رم کرده را از ساز می‌خواهم

ندارد قوت برخاستن از جا سپند من

ز روی گرم آتش شهپر پرواز می‌خواهم

در آن مجلس که نبود روی گرمی، پای نگذارم

سپندم، از حریر شعله پای‌انداز می‌خواهم

ز زلفش سازگاری چشم دارم صائب از خامی

ثمر از شاخسار چنگل شهباز می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۹۲رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۹۳زمین کان نمک گردیده است از شور سودایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۹۴ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۹۵نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۹۶گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان ترا جویم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۹۷به اشک از اطلس افلاک داغ شام می شویم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۹۸اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۹۹در بهاران دل دیوانه نگیرد آرام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.