پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۸۹

نه رنگ و بو درین گلشن، نه برگ و بار می خواهم

سرآزاده ای چون سرو ازین گلزار می خواهم

به سیم قلب یوسف را نمی گیرند از اخوان

من انصاف از خریداران درین بازار می خواهم

به قدر سنگ گلبانگ نشاط از شیشه می خیزد

دل دیوانه را در کوچه و بازار می خواهم

ز چشم بد به عریانی دلم چون بید می لرزد

نه از تن پروریها جبه و دستار می خواهم

نمی سازم به سنگ کم سبک میزان همت را

مراد هر دو عالم را ازو یکبار می خواهم

به آب تلخ دریا لب نسازدتر غرور من

من آن ابرم که آب از گوهر شهوار می خواهم

سرخاری چو مژگان نیست بیجا باغ عالم را

چو شبنم چشم حیرانی درین گلزار می خواهم

نمی گیرد به خود شیرازه اوراق وجود من

عبث گه رشته تسبیح و گه زنار می خواهم

مگر کار مرا هم صورتی پیدا شود صائب

دمی از تیشه فرهاد شیرین کار می خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۹۱نوای عندلیبان را زهم نگسسته می خواهم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۹۲رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۹۳زمین کان نمک گردیده است از شور سودایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۹۴ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۹۵نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۹۶گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان ترا جویم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۹۷به اشک از اطلس افلاک داغ شام می شویم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۹۸اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.