پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۹۲

رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم

دلی چون دیده قربانیان آسوده می خواهم

زبانی سر به مهر خامشی چون غنچه پیکان

سری فارغ ز فکر بوده و نابوده می خواهم

ز صد رهرو به پیمودن یکی منزل نمی یابد

من از منزل نشان در راه ناپیموده می خواهم

ندارد ساده لوحی همچو من دنیای بی حاصل

که روی مطلب از آیینه نزدوده می خواهم

ز گلزاری که چون باد صبا صد پرده در دارد

من از مشکل پسندی غنچه نگشوده می خواهم

زهی غفلت که از ماتم سرای چرخ مینایی

دل خوش، جان بی غم، خاطر آسوده می خواهم

ز آهویی که نتوان یافت از شوخی غبارش را

من از غفلت برای زخم، مشک سوده می خواهم

نمی آید ز من همراهی هر نو سفر صائب

رفیقی پای در راه طلب فرسوده می خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۹۴ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۹۵نشست از آسیای چرخ گرد شیب بر رویم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۹۶گهی از دل، گهی از دیده، گاه از جان ترا جویم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۹۷به اشک از اطلس افلاک داغ شام می شویم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۹۸اشک در دیده غم دیده نگیرد آرام
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۹۹در بهاران دل دیوانه نگیرد آرام
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۰۰از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۰۱من که از وسعت مشرب به فلک ساخته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.