پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۸۵

فروغ مهر در پیشانی دیوار می‌بینم

صفای طلعت آیینه از زنگار می‌بینم

اگر در چاه، اگر در گوشه زندان بود یوسف

ز چشم دوربین من بر سر بازار می‌بینم

نمی‌گردد حجاب بینش من پرده ظاهر

که در سر هر چه هر کس دارد از دستار می‌بینم

فریب دانه نتواند مرا در دام آوردن

که از آغاز هر کار آخر آن کار می‌بینم

سرانجام دل سرگشته حیرانم چه خواهد شد

که من این نقطه را بسیار بی‌پرگار می‌بینم

تو کز اسرار وحدت غافلی اوراق برهم زدن

که من هر غنچه را گنجینه اسرار می‌بینم

ز چشم اهل غفلت موبه‌مو خواب پریشان را

دل شب‌ها به نور دیده بیدار می‌بینم

ز لوح دیده صائب شسته‌ام تا گرد خودبینی

به هر جانب که رو می‌آورم دیدار می‌بینم

کدامین شاخ گل صائب هوای گلستان دارد؟

که گل را در کمین رخنه دیوار می‌بینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۸۷ز ناکامی گل از همصحبتان یار می چینم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۸۸ز تیغش خونبهای دل به صد امید می خواهم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۸۹نه رنگ و بو درین گلشن، نه برگ و بار می خواهم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۹۰دل پرخون از آن زلف شکارانداز می‌خواهم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۹۱نوای عندلیبان را زهم نگسسته می خواهم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۹۲رخی در ماتم مطلب به خون اندوده می خواهم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۹۳زمین کان نمک گردیده است از شور سودایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۹۴ز بی ظرفی به روی گرم جانان برنمی آیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.