پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶۳

به دامن می دود اشکم گریبان می درد هوشم

نمی دانم چه می گوید نسیم صبح در گوشم

هنوز از طعن خامی نیش می خوردم ز زنبوران

که بر می داشت از جا سقف این میخانه را جوشم

من آن بحر گهرخیزم بساط آفرینش را

که گوهر می شود سیماب اگر ریزند در گوشم

به اندک روزگاری بادبان کشتی می شد

ز لطف ساقیان سجاده تزویر بر دوشم

از آن روزی که بر بالای او آغوش وا کردم

دگر نامد بهم چون قبله از خمیازه آغوشم

ز هوش خود در آزارم نوایی آرزو دارم

که نتواند عنان خود گرفتن محمل هوشم

به کار دیگران کن ساقی این جام صبوحی را

که تا فردای محشر من خراب صحبت دوشم

تو دست از خود نمایی بر مدارای خصم بیجوهر

که من در جوهر خود همچو آب تیغ خس پوشم

ز چشمش مستی دنباله داری قسمت من شد

که شد نومید صبح محشر از بیداری هوشم

کنار مادر ایام را آن طفل بدخویم

که نتواند به کام هر دو عالم کرد خاموشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۶۵دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۶۶ز جوش سینه حرف آفرین میخانه خویشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۶۷غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۶۸نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۶۹دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷۰نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷۱نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷۲اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.