پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶۸

نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم

اگر هم خنده گل نیستم هم گریه تاکم

ز عشق است این که دارم در نظرها شوکت گردون

چو این تیغ از کفم بیرون رود یک قبضه خاکم

ندارم در نظرها اعتبار نقطه سهوی

چه حاصل کز سویدا مرکز پرگار افلاکم؟

ز خشکی گرچه نی در ناخن من می کند سودا

تهی پایی چو آید بر سر من خار نمناکم

به گرد خاطرم اندیشه رفتن نمی گردد

اگرچه پیش پای سیل افتاده است خاشاکم

از آن با چاکهای سینه خود عشق می بازم

که باشد چون قفس راهی به سوی گل زهر چاکم

من آن صیاد خوش خلقم در این صحرای پر وحشت

که خون صید مشک تر شود در ناف فتراکم

نمی آید گران بر خاطر آزرده بلبل

اگر بر روی گل غلط چو شبنم دیده پاکم

نسازم سبز چون صائب حدیث دشمن خود را؟

که طوطی می شود زنگار در آیینه پاکم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۷۰نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۷۱نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۷۲اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۷۳کجا مایل به هر دل گردد ابرویی که من دانم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۷۴ز رخسار که گل را در جگر خارست می دانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷۵ترا از خواندن مکتوب من تنگ است می دانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷۶شکوه حسن را از دورباش ناز می دانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷۷خط شبرنگ را خوشتر ز زلف و خال می دانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.