پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶۹

دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم

نگین را در فلاخن می نهد بیتابی نامم

ز بس زهر شکایت خوردم و بر لب نیاوردم

به سبزی می زند تیغ زبان چون پسته در کامم

اگر از شکوه دوران خموشم، نیست خرسندی

نمی خیزد صدا از بینوایی از لب جامم

به چشم همت من دولت دنیا نمی آید

مکرر آستین افشانده بر صید هما دامم

به زلف یار از هر بند پیوند دگر دارم

نه چون مرغ دل اهل هوس نوکیسه دامم

ز مجنون یادگاری نیست جز من، جای آن دارد

که سازد عشق از چشم غزالان حلقه دامم

سپند آتش رخسارم آسایش نمی دانم

اثر تا از وجودم هست در سیرست آرامم

شکست من ندارد حاصلی غیر از شکست خود

دل خارا به درد آید ز عاجز نالی جامم

در آغاز محبت دست و پا گم کرده ام صائب

نمی دانم کجا خواهد کشید آخر سرانجامم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۷۱نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۷۲اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۷۳کجا مایل به هر دل گردد ابرویی که من دانم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۷۴ز رخسار که گل را در جگر خارست می دانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۷۵ترا از خواندن مکتوب من تنگ است می دانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷۶شکوه حسن را از دورباش ناز می دانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷۷خط شبرنگ را خوشتر ز زلف و خال می دانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷۸سیه مست جنونم وادی و منزل نمی دانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.