پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶۵

دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم

به خاطر آنچه می گردید شد یکجا فراموشم

نمی گردد ز خاطر محو چون مصرع بلند افتد

شدم خاک و نشد آن قامت رعنا فراموشم

چه فارغ بال می گشتم درین عالم اگر می شد

غم امروز چون اندیشه فردا فراموشم

ز چشم آن کس که دور افتاد گردد از فراموشان

من از خواری به پیش چشم از دلها فراموشم

سپند او شدم تا از خودی آسان برون آیم

ندانستم شود برخاستن از جا فراموشم

چو گوهر گرچه در مهد صدف عمری است در خوابم

نشد زین خواب سنگین رغبت دریا فراموشم

ز من یک ذره تا در سنگ باشد چون شرر باقی

نخواهد شد هوای عالم بالا فراموشم

نه از منزل نه از ره، نه ز همراهان خبر دارم

من آن کورم که رهبر کرده در صحرا فراموشم

به یاد من که پیش آن فرامشکار می افتد

که با صد رشته کرد آن زلف بی پروا فراموشم

به استغنا توان خون در جگر کردن نکویان را

ولی از دیدنش می گردد استغنا فراموشم

مرا این سرفرازی در میان دور گردان بس

که کرد آن سنگدل از دوستان تنها فراموشم

به اشکی می توان شستن ز خاکم دعوی خون را

پس از کشتن مکن ای شمع بی پروا فراموشم

نیم من دانه ای صائب بساط آفرینش را

که در خاک فراموشان کند دنیا فراموشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۶۷غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۶۸نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۶۹دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۷۰نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۷۱نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷۲اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷۳کجا مایل به هر دل گردد ابرویی که من دانم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷۴ز رخسار که گل را در جگر خارست می دانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.