پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶۶

ز جوش سینه حرف آفرین میخانه خویشم

ز معنیهای رنگین باده پیمانه خویشم

نیم پروانه تا برگرد شمع دیگران گردم

که من از شعله آواز خود پروانه خویشم

حجاب از خوبی کردار گردیده است گفتارم

به خواب غفلت از شیرینی افسانه خویشم

ز خلوت حلقه صحبت مرا بیرون نمی آرد

که در هر جا که باشم چون کمان در خانه خویشم

ز نعمتهای الوان بوی خون آید به مغز من

درین مهمانسرا قانع به آب و دانه خویشم

نیم ثابت قدم در کفر و ایمان از دو رنگیها

گهی بیت الحرام خویش و گه بتخانه خویشم

ز جوی شیر کردم تلخ بر خود خواب شیرین را

خجل چون کوهکن زین بازی طفلانه خویشم

ز بار دل سبک سازم اگر دوش دو عالم را

همان در زیر بار همت مردانه خویشم

چو خون شد مشک ممکن نیست دیگر بار خون گردد

عبث در فکر اصلاح دل دیوانه خویشم

ز قحط حسن با سوز دل خود عشق می بازم

درین وحدت سرا هم شمع و هم پروانه خویشم

ربوده است آنچنان فکر و خیال او مرا صائب

که در صحبت همان در خلوت جانانه خویشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۶۸نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۶۹دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۷۰نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۷۱نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۷۲اگر آرد برون آن دلستان سراز گریبانم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۷۳کجا مایل به هر دل گردد ابرویی که من دانم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷۴ز رخسار که گل را در جگر خارست می دانم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷۵ترا از خواندن مکتوب من تنگ است می دانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.