پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۵۶۲

نشد سروی درین بستانسرا یک بار همدوشم

ز آتش طلعتی روشن نشد محراب آغوشم

سرآمد گرچه در آغوش سازی عمر من چون گل

نشد یک بار دربرآید آن سرو قباپوشم

سراپایم چو ساغر یک دهن خمیازه می گردد

چو می گردد به خاطر یاد آن لبهای می نوشم

به هر افسانه نتوان همچو طفلان بست چشم من

که قدر وقت دان کرده است آن صبح بناگوشم

نه زان سان شعله ور شد آتش بیتابیم از دل

که لعل آبدار او تواند کرد خاموشم

نباشد بیوفایی شیوه من چون هوسناکان

که در دوران خط از بندگان حلقه در گوشم

لب جان پرورت بر من نه آن حق نمک دارد

که در روز سیاه خط شود از دل فراموشم

اگرچه می توانم زیر بار عالمی رفتن

گرانی می کند دست نوازش بر سر دوشم

چه خواهد کرد صائب باده من با تنک ظرفان

که خم را پایکوبان داشت در میخانه ها جوشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۵۶۴ز پند ناصحان بی نمک پرشور شد گوشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۵۶۵دو عالم شد ز یاد آن سمن سیما فراموشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۵۶۶ز جوش سینه حرف آفرین میخانه خویشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۶۷غبار آلود عصیان بس که شد جان هوسناکم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۶۸نیم خارج درین بستانسرا هر چند غمناکم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۶۹دل آسوده ای داری مپرس از صبر و آرامم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۷۰نه از جام دگر هر دم درین میخانه سرگرمم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۷۱نه امروز ست سودای جنون را ریشه درجانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.