پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۷

گر نبینیم به خلوت رخ چون ماه ترا

کسی از ما نگرفته است سر راه ترا

غیر می خوردن پنهان همه شب با اغیار

نیست تعبیر دگر، خواب سحرگاه ترا

گرچه صد شیشه دل پیش تو بر سنگ زدند

نشنید از دل چون سنگ، کسی آه ترا

برنداری به نگه دلشده ای را از خاک

که به مژگان همه شب پاک کند راه ترا

نور آیینه فزون می شود از خاکستر

ابر خط کم نکند روشنی ماه ترا

هر چه در خاطر من می گذرد می دانی

غافل از خویش کنم چون دل آگاه ترا؟

آن مهی یک شب و سی شب بود این مالامال

نسبتی نیست به مه،جام شبانگاه ترا

غیر افسوس نهال تو ندارد ثمری

باد پیوسته به دست است هوا خواه ترا

بحر مواج بود عالم از آغوش امید

تا که در هاله آغوش کشد ماه ترا؟

نیست ممکن که نگردد دلش از درد دو نیم

هر که صائب شنود ناله جانکاه ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۹گل ازان زود به بازار رساند خود را
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۰هر که چون شیشه به پیمانه رساند خود را
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۱در سفر زود خجالت کشد از دعوی خویش
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۲حسن کی در دل چون سنگ نماید خود را؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۳راه خوابیده رسانید به منزل خود را
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۴چشم بگشا، سبک از خواب گران کن خود را
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۵ما که در خم ننمودیم فلاطون خود را
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۶نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.