پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۶

باغبان در نگشوده است گلستان ترا

بو نکرده است صبا سیب زنخدان ترا

از تو محجوب تری یاد ندارد ایام

بوی گل باز ندیده است گریبان ترا

پرده دیده بادام مشبک شده است

دیده در خواب مگر سوزن مژگان ترا؟

آنقدر همرهی از طالع خود می خواهم

که پر از بوسه کنم چاه زنخدان ترا؟

نیست در شیوه مادر بخطایی چون مشک

یک سر موی کمی، زلف پریشان ترا!

زهره کیست که عشاق ترا صید کند

می شناسد همه کس بلبل بستان ترا

پشت دستش هدف زخم ندامت گردد

هر که از دست دهد گوشه دامان ترا

جامه فاخته ای کبک به دوش اندازد

گر ببیند روش سرو خرامان ترا

دلم از موج تپیدن نپذیرد آرام

تا به دندان نگزم سیب زنخدان ترا

صائب از طبع به این تازه غزل صلح مکن

اول جوش بهارست گلستان ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۸نمک خال بود داغ تمنای ترا
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۹گل ازان زود به بازار رساند خود را
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۰هر که چون شیشه به پیمانه رساند خود را
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۱در سفر زود خجالت کشد از دعوی خویش
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۲حسن کی در دل چون سنگ نماید خود را؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۳راه خوابیده رسانید به منزل خود را
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۴چشم بگشا، سبک از خواب گران کن خود را
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۵ما که در خم ننمودیم فلاطون خود را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.