پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۱۷

کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش

چشم امیدش بود پیوسته در دنبال خویش

چون مگس در دامگاه عنکبوتان، کرده ام

دست و پا گم ازهجوم رشته آمال خویش

خواب راحت می کنم در سایه بال هما

تا ز استغنا کشیدم سربه زیربال خویش

می شود بر دیده خونبار من عالم سیاه

هرگه اندازم نظر برنامه اعمال خویش

جوی خون از دیده آیینه می گردد روان

پرده بردارم اگر از صورت احوال خویش

نیست اظهار جوانی، خجلت بی حاصلی است

این که می دارم نهان ازهمنشینان سال خویش

داغ می بخشد ثمر گفتار هرجا درد نیست

پیش بیدردان مکن اظهار صائب حال خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۱۹هر که می کوشد به تعمیر تن ویران خویش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۲۰می تراشم رزق خود چون تیر از پهلوی خویش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲۱از غبار خط رخ آن ماه می بالد به خویش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۲۲ز مستی در شکر خندست دایم لعل سیرابش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۲۳یکی صد شد ز خط کیفیت چشم گرانخوابش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۲۴ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۲۵کجا پروانه را با خویش سازد همنشین آتش؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۲۶چه سازد صنعت مشاطه با حسن خدادادش ؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.