پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۱۸

برنمی آیم به تسکین دل خودکام خویش

چون فلک در بیقراری دیده ام آرام خویش

موجه بی دست و پا رادایه ای چون بحر نیست

فارغم از فکر آغاز و غم انجام خویش

چشمه امید رانتوان به خاک انباشتن

ورنه می گشتم ز بی صیدی شکار دام خویش

شکرستانی برای تلخکامان گشته است

غفلت شیرین لبان ازلذت دشنام خویش

دردسر بسیار دارد دردمندیها که من

سوختم چون لاله تاپرکردم ازخون جام خویش

حرص برمن دردهای نسیه راکرده است نقد

صبح نا گردیده می افتم به فکر شام خویش

گرچه مطلب نیست در پیغام دردآلود من

خجلتی دارم،که نتوان گفت، از پیغام خویش

شرم یوسف مانع رسوایی یعقوب ماست

چشم ما درپرده دارد جامه احرام خویش

قوت گویاییی تا در زبان خامه هست

ثبت کن بر صفحه ایام صائب نام خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۲۰می تراشم رزق خود چون تیر از پهلوی خویش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۲۱از غبار خط رخ آن ماه می بالد به خویش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۲۲ز مستی در شکر خندست دایم لعل سیرابش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۲۳یکی صد شد ز خط کیفیت چشم گرانخوابش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۲۴ز سوز سینه پروانه من آب شد آتش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۲۵کجا پروانه را با خویش سازد همنشین آتش؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۲۶چه سازد صنعت مشاطه با حسن خدادادش ؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۲۷نشد روشن چراغم از عذار آتش اندودش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.