پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۱۰

می شود تعجیل عمر از غفلت سرشار بیش

سیل را سازد گرانسنگی سبکرفتار بیش

هست ناهمواری از آفت حصار عافیت

تخته مشق حوادث می شود همواربیش

تن به سختی ده اگر از اهل ایمانی، که هست

سبحه را در دل گره از رشته زنار بیش

تیرگی دارد درست آیینه رادرزنگبار

می کشد روشندل از چرخ کبود آزار بیش

بد گهر رامستی دولت سیه دلتر کند

تیغ چون سیراب گردد می شود خونخوار بیش

تاکند ابر بهاران دامنت راپر گهر

چون صدف مگشای در سالی دهن یک باربیش

رتبه ریزش بود بالاتر از اندوختن

در خزان فیض از بهاران است درگلزار بیش

تنگدستی نفس رامانع شوداز کجروی

میشود از وسعت ره پیچ و تاب مار بیش

سرو را دارد بهار بی خزان درپیچ وتاب

برگ بر آزادگان باشد گران ازبار بیش

تازه گردد داغ آب از جلوه موج سراب

تشنه می گردد ز کوثر تشنه دیدار بیش

از شکایت می شود گر دیگران را دل تهی

می شود درد دل من صائب ازاظهار بیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۱۲کاش می‌دیدی به چشم عاشقان رخسار خویش
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۱۳برگ عیش من بود رنگینی افکار خویش
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۱۴زیر یک پیراهن از یک‌رنگیم با یار خویش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۱۵نیست رزقم تیر تخشی چون کمان ازتیر خویش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۱۶جوهر ذاتی نمی خواهد ز کس اکسیر خویش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۱۷کوته اندیشی که نفرستد به عقبی مال خویش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۱۸برنمی آیم به تسکین دل خودکام خویش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۱۹هر که می کوشد به تعمیر تن ویران خویش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.