پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۹۵

هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش

خاطری فارغ ز عالم چون توکل بایدش

پیش تیغ آسمان هرکس نیندازد سپر

جوشن داودی صبر و تحمل بایدش

خرده ای ازمال دنیا در بساط هرکه هست

جبهه واکرده ای پیوسته چون گل بایدش

نغمه پردازی که خواهد روی گل با خودکند

صدهزاران ناله رنگین چو بلبل بایدش

نازک اندامی که خواهد در کمند آرد مرا

تاب درموی میان افزون زکاکل بایدش

هرکه می خواهد که ازسنجیده گفتاران شود

بر زبان بند گرانی ازتأمل بایدش

صبر برجور فلک کن تا برآیی رو سفید

دانه چون درآسیا افتد تحمل بایدش

این کهن معمار، پیری راکه برگیرد ز خاک

زیر بار رهنوردان صبر چون پل بایدش

قطره آبی که دارد در نظر گوهر شدن

از کنار ابر تا دریا تنزل بایدش

هرکه صائب کرد پیش یاراظهار نیاز

زهره تیغ جگر سوز تغافل بایدش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۹۷در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۹۸هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۹۹گه درون خرقه گاهی درکفن می‌جویمش
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۰۰گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۰۱آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۰۲می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۰۳پوچ شد از دعوی بیهوده مغز خود فروش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۰۴تا به همواری برآید کار درتندی مکوش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.