پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۹۱

رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبش

ازاشارت آب می گردد هلال غبغبش

ازگریبان حیات جاودان سر برزند

چون قبا هرکس که درآغوش گیرد یک شبش

عاشقان بیدهن را زهره گفتار نیست

ورنه جای بوسه پرخالی است درکنج لبش !

از نیستان داشت شیران جهان رادرقفس

بود درعهدی که ازنی همچو طفلان مرکبش

کوچه و بازار را پرشور می بینم دگر

تاکدامین سنگدل آزاد کرد ازمکتبش

بوسه های تشنه لب، پر در پرهم بافته است

چون کبوترهای چاهی، گرد چاه غبغبش

هر که را درهم فشارد درد بی زنهار عشق

گوش گیرد آسمان سنگدل ازیاربش

در گذر صائب ز مطلبها که در دیوان عشق

هرکه بی مطلب نگردد برنیاید مطلبش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۹۳هرکه درمد نظر نازک میانی نیستش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۹۴گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۹۵هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۹۶خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۹۷در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۹۸هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۹۹گه درون خرقه گاهی درکفن می‌جویمش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۰۰گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.