پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۹۳

هرکه درمد نظر نازک میانی نیستش

دربساط زندگانی نیم جانی نیستش

خون گل در باغ بی دیوار می باشد هدر

وای بر حسنی که بر سر دیده بانی نیستش

برگ برگ این گلستانرا سراسر دیده ام

چون گل رعنا بهار بی خزانی نیستش

هرکه را از بیقراری نبض جان آسوده است

در ریاض زندگی آب روانی نیستش

جان عاشق هیچ جایک دم نمیگیرد قرار

می توان دانست کاینجا آشیانی نیستش

چون نمکدان در نمک پاشی است سر تا پا دهان

آن که وقت بوسه دادنها دهانی نیستش

هر که را چون صبح موی سر ز پیری شد سفید

می شود بیدار اگر خواب گرانی نیستش

خلق را بی حفظ حق نگشاید از هم هیچ کار

گله از گرگ است چون بر سر شبانی نیستش

گرمی هنگامه فکرش دو روزی بیش نیست

در سخن هر کس طرف آتش زبانی نیستش

می شود چون مرغ یک بال از پرافشانی ملول

در طریق فکر هر کس همعنانی نیستش

آن که دولت در رکاب سایه او میرود

چون هما از خوان قسمت استخوانی نیستش

بر فقیران محنت پیری نباشد نا گوار

کی غم دندان خورد آن کس که نانی نیستش ؟

گرچه آن آیینه رو دارد نواسنجان بسی

همچو صائب طوطی شیرین زبانی نیستش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۹۵هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۹۶خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۹۷در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۹۸هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۹۹گه درون خرقه گاهی درکفن می‌جویمش
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۰۰گر کنند از رشته جانها زه پیراهنش
  7. غزل شمارهٔ ۴۹۰۱آن که دارم در نظر دامن به کف پیچیدنش
  8. غزل شمارهٔ ۴۹۰۲می کند برتن گرانی سرچو می افتد ز جوش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.