پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۹۰

ناز پروردی که من گردیده‌ام پروانه‌اش

گل زنند اطفال جای سنگ بر دیوانه‌اش

بنده آن سرو بالایم که طوق قمریان

می‌شود موج شراب از جلوه مستانه‌اش

کعبه نتواند قدم در کوی آن کافر گذاشت

نیست خال عاریت بر چهره بتخانه‌اش

هر حبابی یوسفی دارد به زیر پیرهن

هر کف می چشم یعقوبی است در میخانه‌اش

خال او از موشکافان بیشتر دل می‌برد

مرغ زیرک را به دام آرد فریب دانه‌اش

شمع تردامن ندارد راه در درگاه او

از فروغ روی چون لعل است شمع خانه‌اش

سیر جنت می‌کند در خانه خشک صدف

هرکه باشد چون گهر از خویش آب و دانه‌اش

هر نگاه از چشم او صائب بود پیمانه‌ای

وقت آن کس خوش گردد سرخوش از پیمانه‌اش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۹۲هرکه وقت صبح درساغر شرابی نیستش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۹۳هرکه درمد نظر نازک میانی نیستش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۹۴گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۹۵هرکه زین گلشن لبی خندانتر از گل بایدش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۹۶خیره می سازد نظر را در قبا سیمین برش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۹۷در سر زینت خودآرا می رود آخر سرش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۹۸هرکه از داغ نهان عشق سوزد پیکرش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۹۹گه درون خرقه گاهی درکفن می‌جویمش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.