پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۷۱

از خدنگ آه پیران ای جوان غافل مباش

چون دم شمشیر از پشت کمان غافل مباش

از فریب صبح دولت ای جوان غافل مباش

خنده شیرست لطف آسمان، غافل مباش

می کند بند گران سیلاب رادیوانه تر

از دل پرشکوه این بی زبان غافل مباش

از خرام توست آب روشن این لاله زار

از شهیدان خود ای سرو روان غافل مباش

می خورد گوهر به چشم تنگ آخر رشته را

از دل بیتاب ای نازک میان غافل مباش

وقت بی برگی کرم با بینوایان خوشنماست

در خزان از بلبلان ای باغبان غافل مباش

حلقه گرداب، کشتی را کند سرگشته تر

چون بگردد بر مرادت آسمان غافل مباش

یاد یوسف ساکن بیت الحزن ر ازنده داشت

در قفس صائب ز فکر بوستان غافل مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۷۳روح قدسی، بیش ازین درتنگنای تن مباش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۷۴چون ترا مسکن میسر شد پی تزیین مباش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۷۵چون ترا مسکن میسر شد تزیین مباش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۷۶دل ز تن چون دور شد وامی شود غمگین مباش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۷۷عاشقان را مغز در سر گر نباشد گو مباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۷۸ظاهر مردان به زیور گر نباشد گو مباش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷۹هست چون دلبر به جا، دل گر نباشد گو مباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸۰شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.