پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۸۰

شمع بر خاک شهیدان گر نباشد گو مباش

لاله در کوه بدخشان گر نباشد گو مباش

سبزه تیغ تو می‌باید که باشد تازه‌روی

باغ ما را شبنم جان گر نباشد گو مباش

فرش ما افتادگی، اسباب ما آزادگی

خانه ما را نگهبان گر نباشد گو مباش

اشتها چون سوخت، دارد لذت مرغ کباب

خوان ما را مرغ بریان گر نباشد گو مباش

شوربختی وقت حاجت می‌کند کار نمک

سفره ما را نمکدان گر نباشد گو مباش

ما که چون دل گوشه‌ای داریم از گلزار قدس

دامن صحرای امکان گر نباشد گو مباش

بی‌سرانجامی غبار لشکر جمعیت است

روزگار ما به سامان گر نباشد گو مباش

مرکب آزادگان تخت روان بی‌خودی است

توسن گردون به فرمان گر نباشد گو مباش

زینت ظاهر چه کار آید دل افسرده را؟

نقش بر دیوار زندان گر نباشد گو مباش

این قدر دل‌بستگی صائب به زلف یار چیست؟

نسخه خواب پریشان گر نباشد گو مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۸۲خال بر رخسار جانان گرنباشد گو مباش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۸۳دیده ما گرز خون رنگین نباشد گومباش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۸۴چهره زرین چو باشد مخزن زر گومباش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۸۵چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۸۶جسم اگر ازیکدگر ریزد غباری گو مباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۸۷گر نباشم من غبار آستانی گو مباش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۸۸عقل اگر از سرپرد زاغ جگر خواری مباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸۹یوسف من بیش ازین در چاه ظلمانی مباش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.