پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۸۵

چون بود گلچهره ساقی باده رنگین گو مباش

ساعد سیمین چو باشد جام سیمین گو مباش

دست رنگین می کند کار شراب لعل فام

باده گلرنگ در دست نگارین گو مباش

هر سفالی رافروغ می بلورین می کند

باده چون روشن بود جام بلورین گو مباش

داغ ما خون رابه همت می تواند مشک کرد

کاکل عنبرفشان و زلف مشکین گو مباش

صحبت دلدار، ما را فارغ از دل کرده است

چون سوارازماست هرگز خانه زین گو مباش

خامه صائب معطر می کند آفاق را

در بیابان ختا آهوی مشکین گو مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۸۷گر نباشم من غبار آستانی گو مباش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۸۸عقل اگر از سرپرد زاغ جگر خواری مباش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۸۹یوسف من بیش ازین در چاه ظلمانی مباش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۹۰ناز پروردی که من گردیده‌ام پروانه‌اش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۹۱رنگ می بازد زنام بوسه یاقوت لبش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۹۲هرکه وقت صبح درساغر شرابی نیستش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۹۳هرکه درمد نظر نازک میانی نیستش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۹۴گرنبیند همچو نرگس زیر پا می زیبدش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.