پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۷۰

از خدا در عهد پیری یک زمان غافل مباش

از نشان زنهار دربحر کمان غافل مباش

چون گل رعنا خزان را در قفا دارد بهار

از ورق گردانی باد خزان غافل مباش

چون خبر از کاروان گر پیش نتوانی فتاد

چشم بگشا از غبار کاروان غافل مباش

گر به طوف کعبه مقصود نتوانی رسید

سعی کن زنهار از سنگ نشان غافل مباش

می کند زهر هلاهل کار خود در انگبین

ازگزند دشمن شیرین زبان غافل مباش

تا نسازی راست در دل حرف رابر لب میار

تیر تابیرون نرفته است ازکمان غافل مباش

قطره را دریا به شیرینی گرفت از دست ابر

اینقدر از حال دور افتادگان غافل مباش

مهر با چندین عصا در چاه مغرب اوفتاد

زینهاراز چاه خس پوش جهان غافل مباش

آب زیرکاه راباشد خطر از بحر بیش

صائب ازهمواری اهل زمان غافل مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۷۲از هوسناکی گران برخاطر دوران مباش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۷۳روح قدسی، بیش ازین درتنگنای تن مباش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۷۴چون ترا مسکن میسر شد پی تزیین مباش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۷۵چون ترا مسکن میسر شد تزیین مباش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۷۶دل ز تن چون دور شد وامی شود غمگین مباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۷۷عاشقان را مغز در سر گر نباشد گو مباش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷۸ظاهر مردان به زیور گر نباشد گو مباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۷۹هست چون دلبر به جا، دل گر نباشد گو مباش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.