پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶۹

می کشی چون با حریفان باده لایعقل مباش

از خداچون غافلی باری ز خود غافل مباش

دعوی خون را همین جا بانگاهی صلح کن

روز محشر درکمین دامن قاتل مباش

در میان شبنم ما و فروغ آفتاب

ای سحاب بی مروت بیش ازین حایل مباش

سبحه تزویر را در گردن زاهد فکن

روزو شب محشور با صد عقده مشکل مباش

می دهد خارو خس اندیشه را حیرت به آب

محو حق شو، پیرو اندیشه باطل مباش

رو نمی بیند خدنگ مو شکاف انتقام

گر شکست خود نخواهی در شکست دل مباش

گوشه ای گیر از محیط بیکنار آرزو

بیش ازین خاشاک این دریای بی ساحل مباش

داغ محرومی منه برجبهه اهل سؤال

نور استحقاق گو درجبهه سایل مباش

ریزش خود راچو ابر نوبهاران عام کن

چون توداری قابلیت گو طرف قابل مباش

هر چه از خرمن نصیب مور شد آن رزق توست

گرنه از بی حاصلانی درغم حاصل مباش

طی عرض راه، طول راه را سازد زیاد

در ره حق همچو مستان هر طرف مایل مباش

صائب اوراق هوس رادر گذار باد ریز

بیش ازین شیرازه این دفتر باطل مباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۷۱از خدنگ آه پیران ای جوان غافل مباش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۷۲از هوسناکی گران برخاطر دوران مباش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۷۳روح قدسی، بیش ازین درتنگنای تن مباش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۷۴چون ترا مسکن میسر شد پی تزیین مباش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۷۵چون ترا مسکن میسر شد تزیین مباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۷۶دل ز تن چون دور شد وامی شود غمگین مباش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷۷عاشقان را مغز در سر گر نباشد گو مباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۷۸ظاهر مردان به زیور گر نباشد گو مباش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.