پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۶۳

گاه در پای خم و گه بر سر سجاده باش

باسفال و جام زریکرنگ همچون باده باش

کوته است از صفحه ننوشته دست اعتراض

از قبول نقش، اگر داری بصیرت، ساده باش

طوطی از همواری آیینه می آید به حرف

پیش ارباب سخن زنهار لوح ساده باش

خون رحمت رانگاه عجز می آرد به خوش

پیش ابر نوبهاران چون زمین افتاده باش

سرمپیچ از راستی هرچند اهل غفلتی

می کنی چون خواب، باری درمیان جاده باش

ای که داری دست کوتاه از گشاد کار خلق

برگریز ناخن تدبیر راآماده باش

گرنداری ازگرانی پای رفتن چون دلیل

رهنمای خلق با افتادگی چون جاده باش

صفحه آیینه لغزشگاه پای خامه است

زیر شمشیر حوادث جبهه بگشاده باش

گر دل روشن طمع داری درین ظلمت سرا

برسر یک پاتمام شب چو شمع استاده باش

خنده رسوا می‌نماید پستهٔ بی‌مغز را

چون نداری مایه، از لاف سخن آزاده باش

ای که داری چون هدف ذوق لباس سرخ وزود

تیر باران نگاه خلق را آماده باش

قسمت غواص، گوهر گشت صائب از صدف

زینهار از خاکروبان در نگشاده باش

(می خورد آهن ز روی سخن صائب زخم سنگ

سخت رویی، سیلی ایام راآماده باش )

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۶۵روشناسِ اهلِ مشرب چون درِ میخانه باش
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۶۶در گلستان بلبل و در انجمن پروانه باش
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۶۷پیش میخواران سبک چون پنبه مینا مباش
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۶۸تاتوان دزدید سر در جیب خود سرور مباش
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۶۹می کشی چون با حریفان باده لایعقل مباش
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۷۰از خدا در عهد پیری یک زمان غافل مباش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷۱از خدنگ آه پیران ای جوان غافل مباش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۷۲از هوسناکی گران برخاطر دوران مباش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.