پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۳۹

نیست ما را شکوه ای از تنگی جا در قفس

کز دل واکرده ماداریم صحرا درقفس

بلبل از کوتاه بینی چشم برگل دوخته است

ورنه آماده است صددام تماشا در قفس

نیست ممکن دل شود در سینه صدچاک باز

چون تواند بال و پر واکرد عنقا در قفس ؟

از هم آوازان شودزندان بهشت دلگشا

وای بر مرغی که افتاده است تنها در قفس

نامه در رخنه دیوار نسیان مانده ای است

از غبار کاهلی بال و پر ما در قفس

برگ عیش از دوری احباب داغ حسرت است

نیست آب و دانه بربلبل گوارا در قفس

داغ غربت شعله آواز را روشنگرست

ناله مرغ چمن گردد دو بالا در قفس

لب درین بستانسرا چون غنچه گل وامکن

کز زبان خویش باشد مرغ گویا در قفس

می رسد رزق گرفتاران دنیا بی طلب

هست آب و دانه مرغان مهیا در قفس

روح از طول امل مانده است در زندان جسم

بر نیارد هیچ مرغی رشته از پا در قفس

دور باش شرم اگر حایل نگردد در میان

تنگ بر بلبل شود از جوش گل جا در قفس

بوی گل رابود پای دلنوازی در نگار

بلبل بی طالع ما داشت تا جا در قفس

ما همان از بدگمانیها دل خود می خوریم

گرچه آماده است صائب روزی ما در قفس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۴۱شد ز خط لعل تو ایمن ز شبیخون هوس
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۴۲طاق ابروی توازکون ومکان مارا بس
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۴۳حجت شور قیامت لب خندان تو بس
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴۴داشت امروز رخ یار حجابی که مپرس
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۴۵باز دارم به نظر خط غباری که مپرس
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴۶زپرده داری هستی است در حجاب، نفس
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۴۷دردی که سازگار تو گردد دواشناس
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۴۸از ما حدیث زلف و رخ دلستان مپرس
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.