پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۴۸

از ما حدیث زلف و رخ دلستان مپرس

طوفان رسیده را ز کنار و میان مپرس

حیران عشق راخبراز هجر و وصل نیست

از خار خشک حال بهار و خزان مپرس

ناخن مزن به سینه ماتم رسیدگان

از بیدلان حدیث دل خونچکان مپرس

پیش خدنگ او سخن از نیشکر مگو

تا مغز هست، یکقلم ار استخوان مپرس

چون گل نظر به سینه صدچاک من فکن

از تیغ بازی مژه دلستان مپرس؟

از دشمنان خود نتوان بود بی خبر

آخر ترا که گفت که از دوستان مپرس؟

دوری نیازموده چه داند هجر چیست

از موج آب، حال جگر تشنگان مپرس؟

تیر کج ازنشان خبر راست چون دهد؟

از طالب نشان، خبر بی نشان مپرس

آن را که هست باتو زبان و دلش یکی

دل رابه خامه تانکنی یکزبان مپرس

در زیر کوه قاف پر مور راببین

از بار عشق، حال دل ناتوان مپرس

تا می توان شنید ز موران تلخکام

وصف شکر ز طوطی شیرین زبان مپرس

در خاک و خون تپیدن خورشید راببین

دیگر ز بی نیازی آن آستان مپرس

بنگر چه رغبت است به ساحل غریق را

صائب عیار شوق من و اصفهان مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۵۰از ناکسان وفا نشنیده است هیچ کس
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۵۱صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۵۲بی نوش لبان آب بقا را چه کند کس؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۵۳معشوق پریشان نظری راچه کند کس؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵۴حیف است که سر در سر مینانکند کس
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۵۵صبح شد مطرب، قدح را پر کن از می زود باش
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵۶هیچ نوشی نیست بی نیش ای پسر هشیار باش
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۵۷مرد صحبت نیستی، از دیده ها مستور باش
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.